فريدون بن احمد سپهسالار
142
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
كريم و به سيرت حليم ، بر دلها مشرف و بر اسرار واقف . كلمات جامع مىفرمودى و بعلم حال مشكلات اصحاب قال را حل مىكردى . بعد از شيخ صلاح الدين رحمة اللّه عليه در حال حيات حضرت خداوندگار نه سال تمام 326 و بعد از آن نيز شيخ و قايممقام و خليفه و امام تمامت اصحاب حضرتش بود و تمامت اصحاب ملازم ايشان مىبودند و به ملازمت او تقرب به حضرت خداوندگار مىجستند . نسب مبارك او متصلست بشيخ عارف ، كما قال « امسيت كرديا و اصبحت عربيا » قدس اللّه سرهم ، كمالات حضرت او را كه تواند قياس كردن و بكدام ترازو تواند سنجيدن ، مصرع : گر ترازويش كنى مىدان كه ميزان بشكند . و به حقيقت مظهر تمام حضرت خداوندگار ما او بود و تمامت مثنويات بالتماس ايشان مؤلف گشته است و اگر اين يك منت تنها بر كافهء اهل عشق و توحيد دارد ، همانا كه تا دامن قيامت در تمهيد عذر آن تقصى « 1 » نتوان نمود و در ميان مثنويات حقايقى كه مكتوبست اشارت بسلوك چلپى دارد . بيت خوشتر آن باشد كه سر دلبران 327 * گفته آيد در حديث ديگران ديباچهء تمامت مثنويات مزينست بالقاب شريف او . اگر طالبى را هواى آن باشد كه از سير و سلوك ايشان شمهاى خبر يابد بايد كه در مطالعهء مثنوى معنوى از سر عشق مبالغه نمايد ، تا مگر ببعضى صفات او شعور يابد و از قبيل اهل بصيرت گردد . ما نيز شمهاى از مثنويات كه اشارت بنام ايشان دارد بر سبيل تبرك ذكر كنيم ، كما يقول فى الثانى :
--> ( 1 ) - خ ل : تفصى